کشور چندپارچه
مترادفها
کشور تجزیهشده، کشور تکهتکه
متضادها
یکپارچه، متحد، منسجم، یکدست
فرهنگستان زبان و ادب
{fragmented state, fragmented country} [جغرافیای سیاسی] کشوری دارای بخش های مجزا و منفردی که با خاک کشوری دیگر یا با آب های بین المللی از یکدیگر جدا شده اند
ویکی واژه
کشوری دارای بخشهای مجزا و منفردی که با خاک کشوری دیگر یا با آبهای بینالمللی از یکدیگر جدا شدهاند.
جمله سازی با کشور چندپارچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ج) ساختمان داخلی: فرزهای یکپارچه ساده و مرکب و چندپارچه.