کشور بهم زدن

لغت نامه دهخدا

کشور بهم زدن. [ ک ِش ْ وَ ب ِ هََ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کشوری را زیر و زبر کردن. ( آنندراج ):
ز چشم شوخ تو شد ملک صبر زیر و زبر
به یک نگاه کسی کشوری بهم نزده ست.میرزاصائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کشوری را زیر و زبر کردن

جمله سازی با کشور بهم زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بیمش بدین کشور و بوم و دشت کس از مرغ و آهو نیارد گذشت

💡 همان دان که در کشور باختر زمین و درختش نیاورد بر

💡 که گردم سوی کشور خویش باز ز چین سوی روم آورم ترکتاز

💡 عشقت گرفت کشور دل عقل گو برو کان ملک را بسنده بود پادشه یکی

💡 چو زین بگذری هیچ رنجت نماند بجز کشور و تاج وگنجت نماند

💡 همان هفت کشور زمین و خیال چو ایام سیبوع و با ماه و سال

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز