فرهنگستان زبان و ادب
{opposite tide} [اقیانوس شناسی] فراکِشَندی که در نقطه ای، دقیقاً مـقــابـل یـک کـِشَـنـد مـسـتـقـیـمِ (direct tide ) درحال وقوع در سوی دیگر زمین، روی می دهد
{opposite tide} [اقیانوس شناسی] فراکِشَندی که در نقطه ای، دقیقاً مـقــابـل یـک کـِشَـنـد مـسـتـقـیـمِ (direct tide ) درحال وقوع در سوی دیگر زمین، روی می دهد
فراکِشَندی که در نقطهای، دقیقاً مـقــابـل یـک کـِشَـنـد مـسـتـقـیـمِ (direct tide) درحالوقوع در سوی دیگر زمین، روی میدهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقابل دل بدل آئینه شد باز ز لب جانها درون سینه شد باز
💡 ای سروریکه در ره مردی و مردمی رستم ترا مقابل و حاتم نظیر نیست
💡 به برق تیغ تو نازمکه در بهار خیال هزار صبح تجلی مقابل دم اوست
💡 نور شکوه حق ز مقابل رسیده است وقت شکست آینهٔ دل رسیده است
💡 لشکر شام به صبح تو مقابل گردد کار با سلسله زلف تو مشکل گردد
💡 صورت هیچکس آنجا به مقابل نرسد برهرآیینهکه غیرت فکند تمثالت