فرهنگستان زبان و ادب
{falling tide} [اقیانوس شناسی، ژئوفیزیک] ← جزرکِشَند
{falling tide} [اقیانوس شناسی، ژئوفیزیک] ← جزرکِشَند
💡 بز ز پیش و او ز پس هر سو روان گاه افتان گاه خیزان گه دوان
💡 من کار عشق دوست را آسان همیپنداشتم بار گران برداشتم افتان و خیزان میبرم
💡 چو سرو اندر چمن افتان و خیزان به زاری زار میگفت ای عزیزان
💡 چنان افتان و خیزان آن مه نو شد القصه سوی درگاه خسرو
💡 چو موج افتان و خیزان میروم مست ولی بحرم اگر در خود نشستم
💡 پرش نزدیک کز افتان و خیزان شود چون برگ گل از باد ریزان