کشتۀ جنگی

مترادف‌ها

کشته‌شده در جنگ، تلفات جنگی

فرهنگستان زبان و ادب

{killed in actionn, KIA} [علوم نظامی] فردی که در میدان رزم، و نه در اقدامات تروریستی، جان خود را از دست می دهد یا براثر زخمی شدن، پیش از رسیدن به مراکز درمانی، فوت می کند

جمله سازی با کشتۀ جنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن تن که نه خستۀ تو افگار بود وان دل که نه کشتۀ تو مردار بود

💡 تو آنی که زرین شود کشتۀ تو به پیش خدای جهان روز محشر

💡 من کشتۀ هجرم از وصالم چه خبر؟ تشنه جگرم زاب زلالم چه خبر؟

💡 گر من کشمت دم مزن و باک مدار چون من ویت کشتۀ عشق خویشم

💡 پری از حیرت سر سر فرو پیش به جان بگریست خون بر کشتۀ خویش

💡 بده که دست کشِ جام شوق هش یارست بزن که کشتۀ شمشیر عشق پیروزست

💡 گزارش‌های منتشر شده از مناطق درگیر نشان می‌دهد که تعداد زیادی از کشتۀ جنگی در میان غیرنظامیان و کودکان بر اثر بمباران‌های بی‌رویه افزایش یافته است.

💡 در موزه‌های تاریخ معاصر، یادبودهای متعددی برای بزرگداشت کشۀ جنگی و قهرمانانی که در راه دفاع از میهن جان باختند، برپا شده است.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که افزایش تعداد کشتۀ جنگی در این درگیری‌ها، می‌تواند منجر به مداخلات بین‌المللی و بحران‌های انسانی بزرگتری در منطقه شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران