کسوت گری

لغت نامه دهخدا

کسوتگری. [ ک ِس ْ وَ گ َ ] ( حامص مرکب ) پوشیدن. || ترجمه. ( ناظم الاطباء ).
- کسوتگری کردن؛ ترجمه کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ترجمه

جمله سازی با کسوت گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرش مجنون کسوت خاک در لیلی بود گر نه منظورش بود لیلی ز خاک در چه حظ؟!

💡 آن که با یاد خدا خود را نمی دیدی بچشم گرچه بر خود کسوت و رخت خودآرائی ببست

💡 خلعتی داد مرا قیمتی ازجامه خویش کسوت قیصر بر جامه نشان قیصر

💡 «برای کسوت روحانی من همین بسنده است و اگر خلاف عرف نبود، همین را هم نمی‌بستم»

💡 حسن در کسوت یکرنگی عشق ار نبود گل بخون لاله در آتش بچکار افتاده

زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز