لغت نامه دهخدا
کری کلا. [ ک ِ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ولوپی بخش مرکزی سوادکوه شهرستان قائم شهر. کوهستانی، معتدل و مرطوب است و 150 تن سکنه دارد. محصول آنجا برنج و غلات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کری کلا. [ ک ِ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ولوپی بخش مرکزی سوادکوه شهرستان قائم شهر. کوهستانی، معتدل و مرطوب است و 150 تن سکنه دارد. محصول آنجا برنج و غلات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
💡 مپیچ آنقدر در زبانآوری که ممنون شود گوش کر از کری
💡 حدیث وصل تو گفتم بگفت لطف تو کری ز بعد گفتن آری مگو چرا که نشاید
💡 بیدل افسون کری هم عالمی است گوشم اما حرف کس نشنیدهام
💡 بدو گفت گشتاسپ کری رواست چه گویند و این بیشه اکنون کجاست
💡 مرا به عشق ملامت همی کنند و رواست کری کند که ملامت کشی به عشق کری