لغت نامه دهخدا
کرچک نوائی. [ ک َ چ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل. دشت، معتدل و مرطوب است و 105 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کرچک نوائی. [ ک َ چ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل. دشت، معتدل و مرطوب است و 105 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوائی کرد شیرین شکر آغاز ز قول شاه میداد این غزل ساز
💡 بینوایان را نوا دادیم از او بینوایان را نوائی دیگر است
💡 ایدل ز کست گرچه نوائی نرسید لیکن اگر آنکس که ترا کرد پدید
💡 ای جان و جهانرا ز رخت نور و نوائی وی بر در حسنت شه سیاره گدائی
💡 نکوکار آنکه همراهی روا داشت نوائی داد تا برگ و نوا داشت
💡 هر نوائی که زند بلبل بر شاخ کنون همه در مدح و ثناهای تو آموخته باد