کاسه ٔ همسایه

لغت نامه دهخدا

کاسه همسایه. [ س َ / س ِ ی ِ هََ ی َ / ی ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرستادن همسایگان و برادران چیزی را با یکدیگر و آن را در عرف هند بهاجی گویند و بدین معنی تنها کاسه نیز آمده و بهمین معنی است کاسه همسایه دو پا دارد یعنی ازین خانه به آن خانه و از آن خانه به این خانه رود. ( آنندراج ):
فتاده سنگی از این سقف مینا
شکسته کاسه همسایه را پا.سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

فرستادن همسایگان و برادران چیزی را با یکدیگر

جمله سازی با کاسه ٔ همسایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه که همسایه آن سایه احسان توام تو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر

💡 عارضش را گنه و زلت همسایه بسوخت خویش کی داشت کس ز زلت همسایه نگاه

💡 همسایه و همنشین و همره همه اوست در دلق گدا و اطلس شه همه اوست

💡 یکی سرو روان همسایه ماست که رفتن جز میان جان نداند

💡 در سایه ی مهر ما گرفتیم وطن هم سایه ماست آنکه همسایه ی ماست

💡 عار از طلب آنرا که نباشد چون ماه از کاسهٔ همسایه مدارش گذرد

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز