فرهنگستان زبان و ادب
{database server} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] رایانه ای کارساز که به امور مربوط به ارتباط مداوم با دیسک یا نوارخانۀ داده ها می پردازد متـ. کارداد
{database server} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] رایانه ای کارساز که به امور مربوط به ارتباط مداوم با دیسک یا نوارخانۀ داده ها می پردازد متـ. کارداد
رایانهای کارساز که به امور مربوط به ارتباط مداوم با دیسک یا نوارخانۀ دادهها میپردازد
💡 یک موتور جستجو، وبسایتی است که پیوندهایی به وبسایتهای دیگر فراهم میکند. با این حال، برای اتصال به کارساز یک وبسایت و نمایش صفحههای آن وبسایت، کاربر باید یک مرورگر وب داشته باشد.
💡 شمّه ای از فیض فضلت عذرخواه غافلان لمعه ای از تاب قهرت کارساز حادثات
💡 جیسان بیشتر برای سریالایز و انتقال ساختمان دادهها از طریق ارتباطی شبکهای بهکار گرفته میشود. بیشترین استفادهٔ آن برای انتقال دادهها بین یک کارساز و یک برنامهٔ وبی بهعنوان جایگزینی برای اکسامال است.
💡 زنهار خود میالا دامن به خون عشاق دانی هلاک ما را هجر تو کارسازی است
💡 برنامه مشتری، به گونهای طراحی میگردد تا از تصب برنامه بر روی آن ایستگاه کاری جلوگیری نماید. تمام پردازشها به صورت منطقی در مشتری صورت میپذیرد. امروزه ایستگاههای کاری کاربرد بسیاری دارد. برنامههای وب تحت این مدل طراحی و اجرا میشوند. به این مدل کارساز سبک میگویند، که نمونهٔ بارز آن مروگر هایوب هستند.
💡 گرچه زندانی است دست خالیم در آستین کارساز عالمی از همت مردانهام