کار واپس انداخت

لغت نامه دهخدا

کار واپس انداختن. [ پ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تسویف. کار واپس افکندن. تأخیر.

جمله سازی با کار واپس انداخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت مرا به بیخودی آوازه در جهان انداخت

💡 سرمستی سودای تو گوی زر خورشید بر چرخ ز یک حمله چوگان من انداخت

💡 عرض كردم: چگونه تو را به هراس انداخت اى سرور زنان عالمين.

💡 مدتی سجاده تقوی به دوش انداختی چند روزی هم سبو بر دوش می باید کشید

💡 رشک رخسار تو زد بتکده ها را بر هم آه من غلغله در گوش مسیحا انداخت

💡 بر آستان قبول تو سرور آن کس شد که همچو پرده سر خود بر آستان انداخت

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز