کار واپس انداخت
مترادفها
به تأخیر انداختن، عقب انداختن، تعویق دادن
متضادها
جلو انداختن، تسریع کردن، انجام دادن
لغت نامه دهخدا
کار واپس انداختن. [ پ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تسویف. کار واپس افکندن. تأخیر.
جمله سازی با کار واپس انداخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت مرا به بیخودی آوازه در جهان انداخت
💡 سرمستی سودای تو گوی زر خورشید بر چرخ ز یک حمله چوگان من انداخت
💡 عرض كردم: چگونه تو را به هراس انداخت اى سرور زنان عالمين.
💡 مدتی سجاده تقوی به دوش انداختی چند روزی هم سبو بر دوش می باید کشید
💡 رشک رخسار تو زد بتکده ها را بر هم آه من غلغله در گوش مسیحا انداخت
💡 بر آستان قبول تو سرور آن کس شد که همچو پرده سر خود بر آستان انداخت
💡 مدیریت زمان به ما میآموزد که هرگونه کار واپس انداخت به دلیل تنبلی، میتواند در آینده باعث ایجاد فشار روانی و حجم عظیمی از مسئولیتها شود.
💡 اگر کار واپس انداخت شود و به روزهای بعد موکول گردد، احتمال بروز خطاهای جبرانی و کاهش کیفیت نهایی پروژه به طرز چشمگیری افزایش مییابد.
💡 کارشناسان روانشناسی معتقدند که عادت به کار واپس انداخت، ریشه در اضطراب و کمالگرایی بیش از حد افراد دارد و نیاز به درمان تخصصی دارد.