کاتب عتابی

لغت نامه دهخدا

کاتب عتابی. [ ت ِ ب ِ ع َت ْ تا ] ( اِخ ) محمدبن علی بن ابراهیم زبرج مکنی به ابومنصور و معروف به عتابی ادیب نحوی لغوی از مشاهیر نحویین بود و فنون ادبیه رااز شریف ابوالسعادات هبةاﷲ ابن الشجری و ابومنصور موهوب ابن الجوالیقی و دیگر اکابر وقت اخذ کرد و احادیث بسیاری از مشایخ وقت خود استماع نمود و خط خوب صحیح و ملیحی هم داشته و کتب بسیاری را استنساخ نمود و هر کتابی که بخط وی بودی محل اعتنا و رغبت فضلا میبود، و با ابن الخشاب نحوی مناظرات و منافراتی داشت، و در شب سه شنبه بیست و پنجم جمادی الاولی سال پانصد و پنجاه و شش هَ. ق. در هفتادودوسالگی درگذشت. لفظ عتابی با فتح و تشدید منسوب به عتابیین است که یکی از محلات بغداد یا ناحیه ای است در سمت غربی آن ( ریحانة الادب ج 3 ص 334 و ص 67 ) و نیز رجوع شود به ابومنصور محمدبن ابراهیم و معجم الادباء چ مصر ج 18 ص 251 و ابن خلکان ج 2 ص 99 و قاموس الاعلام ترکی ج 4 ص 3123 شود.

فرهنگ فارسی

محمد بن علی بن ابراهیم

جمله سازی با کاتب عتابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التفاتش به لب تشنهٔ ما نیست، دریغ هر که جام سخنی، زهر عتابی دارد

💡 خنده می کرد، ولی داشت ز پر کاری حسن درشکرخنده نهان زهر عتابی که مپرس

💡 پس ار دلیر عتابی کنم شگفت مدار که هست بنده تهی و تهی دلیر بود

💡 چو یک سوزن بود اینجا حجابی که یارد کرد اینجاگه عتابی

💡 زان لطف و عتابی نکشیدیم که هرگز آلوده نکردیم لب از شهد و شرنگی

💡 شنیدند ناگه درین بحث پنهان ز دهقان پیر، آشکارا عتابی

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز