کاتب سلطانی
مترادفها
نویسنده درباری
لغت نامه دهخدا
کاتب سلطانی. [ ت ِ ب ِس ُ ] ( اِخ ) رجوع به کاتب السلطان میرعلی هروی شود.
جمله سازی با کاتب سلطانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ندارد فر سلطانی نشاید هم به دربانی که اندر عشق تتماجی برهنه همچو سیر است او
💡 گویی ام رو زین در وسلطان وقت و خویش باش بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا
💡 ساختمان مزار سلطانی بیدخت شامل سه صحن وسیع متّصل به هم است. در اطراف این سه صحن، اتاقهایی بنا شده که برای اسکان عموم در نظر گرفته شده است.
💡 تلمبه سلطانی ۲ یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان زیدآباد واقع شدهاست.
💡 بهروز سلطانی (زاده ۱۰ بهمن ۱۳۳۶ در تهران) بازیکن سابق فوتبال ایرانی است. وی سابقه بازی در باشگاههای پرسپولیس و دارایی را دارد.
💡 در جهانداری و سلطانی از اوگشت یقین آن هنرها که نبردست کس از خلقگمان