چوبدار کندی

لغت نامه دهخدا

چوبدار کندی. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه در 15 هزارگزی خاور قره آغاج و28 هزارگزی جنوب شوسه مراغه بمیانه واقع است. کوهستانی است. هوایش معتدل است و 64 تن سکنه دارد. از چشمه مشروب میشود. از محصولاتش غلات و بزرک است. مردمش بزراعت و صنایع دستی از قبیل جاجیم بافی اشتغال دارند.راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه ٠

جمله سازی با چوبدار کندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چوبدارى از اهالى اطراف كربلا، چند راس گوسفند فروخت وپول آن را در هميانى گذارد. خارج از كربلا، سارقين او را گرفته و پولها را به زوراز وى ستاندند. چوبدار مزبور به كربلا برگشته، وارد صحن حضرتاباالفضل العباس عليه السلام شد و خطاب به حضرتابوالفضل العباس عليه السلام گفت: يا باب الحوائج، هستى مرا از من گرفتند، منملجاى جز تو ندارم.

شریر یعنی چه؟
شریر یعنی چه؟
تجري یعنی چه؟
تجري یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز