لغت نامه دهخدا
چوال دوز. [ چ ُ ] ( اِ مرکب ) صورتی از جوال دوز است. سوزن کلفت و قوس داری که با آن جوال را دوزند. رجوع به جوال دوز شود. || ( نف مرکب ) نعت فاعلی از جوال دوختن دوزنده جوال. که جوال دوزد.
چوال دوز. [ چ ُ ] ( اِ مرکب ) صورتی از جوال دوز است. سوزن کلفت و قوس داری که با آن جوال را دوزند. رجوع به جوال دوز شود. || ( نف مرکب ) نعت فاعلی از جوال دوختن دوزنده جوال. که جوال دوزد.
صورتی از جوال دوز است نعت فاعلی از جوال دوختن دوزنده جوال ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلیل دوری قلعه چوالان از دیگر شهرهای کردستان و نیز شاهراه بودن سلیمانیه، جمعیت سلیمانیه روزبهروز بیشتر میشد به طوری که از سال ۱۹۷۰م به بعد، به عنوان دومین شهر مهم کردستان عراق، پس از اربیل، شناخته شد.
💡 در آغازِ اهمیت گرفتن سلیمانیه از قلعه چوالان به عنوان پایتخت بهاری استفاده میشد.
💡 مرکز زمامداری این حکومت در ابتدا قلعه چوالان و سپس، از ۱۱۹۸ به بعد، شهر سلیمانیه بود. بنیانگذار آنان فقیه احمد دارشمانی (منسوب به دارشمان) است که در شروع سده یازدهم به سبب خدماتی که در جنگهای گوناگون به دولت عثمانی کرده بود در پِشدَر قدرت یافت.