لغت نامه دهخدا
چهاریک کردن. [ چ َ / چ ِ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به چهار قسمت تقسیم کردن. تربیع. به چهار حصه بخش کردن.
چهاریک کردن. [ چ َ / چ ِ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به چهار قسمت تقسیم کردن. تربیع. به چهار حصه بخش کردن.
بچهار قسمت تقسیم کردن. تربیع. به چهار حصه بخش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این انتخابات هر نمایندهای که بتواند چهاریک رایهای حوزهاش را بیاورد، برگزیده میشود، وگرنه انتخابات در دور دوم برگزار میگردد. در دور دوم دو برابر نیاز کرسیها رقابت میکنند.
💡 3-پلاسمودیوم مالاریه که عامل تب چهاریک است.