چلیپا ساختن

لغت نامه دهخدا

چلیپا ساختن. [ چ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ساختن صلیب. ساختن خاج از زر یا نقره یا مس و غیره. تَصلیب. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با چلیپا ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارد از حلقه خود نعل در آتش شب و روز بس که در صید دل آن زلف چلیپا گرم است

💡 دست از مشاطه در نازک‌ادایی برده‌ام سایه از مژگان بر آن زلف چلیپا می‌کشم

💡 رشته و سبحه زنّار گسستیم ز هم دست تا در خم آن زلف چلیپا زده‌ایم

💡 فارغ ز سبحه و زنارم و از مسجد و دیر تا سر و کار بدان زلف چلیپا دارم

💡 کاظم چلیپا (زاده ۱۳۳۶ در تهران) نقاش و مدرس دانشگاه است. او فرزند حسن اسماعیل‌زاده، نقاش سبک قهوه‌خانه است.

💡 گفت عیبم مکن ای خواجه که ترسا بچه‌ای توبهٔ من چو سر زلف چلیپا بشکست