لغت نامه دهخدا
چشمه سلسبیل. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ س َ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام جویی در بهشت. ( آنندراج ).آب سلسبیل. || در اصطلاح لوطیان مقعد را گویند. ( از آنندراج ).
چشمه سلسبیل. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ س َ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام جویی در بهشت. ( آنندراج ).آب سلسبیل. || در اصطلاح لوطیان مقعد را گویند. ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تشنه کی مانم من ار در آب یا در آتشم آب سرد سلسبیل از آتش مینا زنم
💡 از دست حور ساغر صهبای سلسبیل ناید خوش آن چنان که می از دست دلبرم
💡 من که و سودای جنت کز سگان کوی تو شربت آبی که ماند سلسبیل و کوثری ست
💡 از کف عیسی شراب سلسبیل اندر زدم در ره هرچه چراغ جبرئیل افروختم
💡 زاهد به آب رانده پندار باطل است ورنه شراب تلخ کم از سلسبیل نیست