لغت نامه دهخدا
چراگاه جستن. [ چ َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جستجوی چراگاه کردن. مرتع جستن. پیدا کردن مرتع. دنبال چراگاه گشتن. تَمَرﱡع. ( منتهی الارب ).
چراگاه جستن. [ چ َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جستجوی چراگاه کردن. مرتع جستن. پیدا کردن مرتع. دنبال چراگاه گشتن. تَمَرﱡع. ( منتهی الارب ).
جستجوی چراگاه کردن. مرتع جستن. پیدا کردن مرتع. دنبال چراگاه گشتن. تمرع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملکت چو چراگاه و رعیت رمه باشد جلاب بود خسرو و دستور شبانست
💡 آهوی جان بنده چراگاه خویش یافت بر برگ گل چو مشک بیفشاند سنبلش
💡 زان خط که چراگاه غزال نظرست بردار نقاب و مشگ بویم گردان
💡 تا چراگاه فلک هست و غزالان نجوم دختر ماه بر این گله شبان خواهد بود
💡 شيخ صدوق رحمه الله در (كمال الدين ) روايت كرده از اميرالمؤ منين عليه السلام كهفرمود: (گويا مى بينم شماها را كه گردش مى كنيد گردش شتر؛ مى طلبيد چراگاه راپس نمى يابيد آن را اى گروه شيعه !)