چامه زدن
«چامه زدن» واژهای مرکب در زبان فارسی است که به معنی سرود گفتن، نغمه نواختن یا اجرای تصنیف و شعر با آهنگ است. این اصطلاح در متون قدیمی و ادبی به ویژه در شعر و موسیقی سنتی ایرانی کاربرد داشته و بیانگر هنر خواندن و نواختن موسیقی است. هنگام چامه زدن، شعر با آهنگ مخصوص یا بر اساس دستگاههای موسیقی ایرانی خوانده یا نواخته میشود، بنابراین ترکیبی از شعر و موسیقی محسوب میشود. در ادبیات کلاسیک، چامه زدن نمادی از هنر، ذوق و توانایی هنرمند در انتقال احساسات و مفاهیم با موسیقی و شعر است. این واژه میتواند هم به اجرای فردی و هم جمعی اشاره کند، مانند مراسم و مجالسی که شاعران و نوازندگان در آن تصنیف میخواندند. چامه زدن علاوه بر جنبه هنری، بار معنایی فرهنگی نیز دارد و نشاندهنده انتقال ادبیات و موسیقی نسل به نسل است.
مترادفها
آواز خواندن، سرودن، ترانه خواندن
متضادها
سکوت کردن
لغت نامه دهخدا
چامه زدن. [ م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سرود گفتن. نغمه نواختن. تصنیف مخصوص را در دستگاههای موسیقی خواندن یا نواختن. شعری را با آهنگ خواندن یا بوسیله یکی از آلات موسیقی نواختن:
همه چامه رزم خسرو زدند
زمان تا زمانی ره نو زدند.فردوسی.
جمله سازی با چامه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر جوان در محفل ادبی، با صدای سوزناک و احساسی عمیق شروع به چامه زدن کرد و همه حاضران را مجذوب زیبایی کلمات و وزن شعر خود نمود.
💡 در مراسمهای مذهبی و سنتی، پیرمردان با صدای رسا و با اعتقاد قلبی به چامه زدن اشعار عرفانی میپردازند تا روح مخاطبان را تازه کنند.
💡 او همیشه دوست داشت در شبهای آرام، در کنار آتش، به چامه زدن اشعار عاشقانه و سوزناک بپردازد تا تمام غمهای روزمره خود را فراموش کند.