چار دستور
لغت نامه دهخدا
چاردستور. [ دَ ] ( اِخ ) ظاهراً پیشوایان مذاهب اربعه ( شافعی، حنفی، حنبلی، مالکی ) چارامام. چارخلیفه. چارتن پیشوایان مذاهب اهل سنت:
همه کاری از داوری دور کن
بدستوری چاردستور کن.نظامی.|| ( اِ مرکب ) چارطبع.
فرهنگ فارسی
ظاهرا پیشوایان مذاهب اربعه. چار امام. چار خلیفه. چار تن پیشوایان مذاهب اهل سنت. یا چار طبع.
جمله سازی با چار دستور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آن بد که دستور دانا نداشت دل روشن و چشم بینا نداشت
💡 به فرمان دستور دانای راز فرود آمد از باره بنشست باز
💡 به دستور فرمود کز هند و روم کجا نام باشد به آباد بوم
💡 دل مرد دستور از او گشت شاد برون آمد او، سر سوی ره نهاد
💡 دگر پاک دستور و این سروران به تو بگرویم از کران تا کران
💡 چو دستور دانا چنین دید رای کمر بست و آورد فرمان بجای
💡 مدیر شرکت قبل از شروع پروژه جدید، چار دستورالعمل بسیار مهم را برای تمام کارمندان توضیح داد تا از بروز هرگونه اشتباه یا تاخیر جلوگیری شود.
💡 برای حفظ سلامت در دوران سرما، پزشک چار دستور ساده اما ضروری را برای بیمار تجویز کرد تا روند بهبودی او در سریعترین زمان ممکن انجام شود.
💡 معلم از دانشآموزان خواست تا طبق چار دستورالعمل مشخص شده در کتاب، تمام تمرینات ریاضی را با دقت و حوصله در دفتر خود بنویسند.