پیچ پابند
فرهنگستان زبان و ادب
{screw spike} [حمل ونقل ریلی] قطعه فلز پیچ مانندی که به جز بخش گلویی، بقیۀ طول آن دارای رِزوه است و برای اتصال ریل یا زینچه به ریل بند به کار می رود
ویکی واژه
قطعهفلز پیچمانندی که بهجز بخش گلویی، بقیۀ طول آن دارای رِزوه است و برای اتصال ریل یا زینچه به ریلبند به کار میرود.
جمله سازی با پیچ پابند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنجا که به خط سبز کنی خوان ملاحت طاووس ملایک مگس خوان تو پابند
💡 دانیال پابندی (زادهٔ ۱۳۸۴، سقز – درگذشتهٔ ۲۵ آبان ۱۴۰۱، سقز) یکی از کشتهشدگان خیزش ۱۴۰۱ ایران بود که در جریان اعتراضات شب ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در شهر سقز کشته شد.
💡 چنین بی یار و دل تا چند باشم به دام زلف او پابند باشم
💡 دل چرا بیهده در دام تو پابند شود بچه امید کسی از تو برومند شود
💡 آن دل که به زلفین تو پابند نباشد پیش دل من آنکه خردمند نباشد
💡 زلف تو کمند افکند، و افکند دلم در بند در سلسله شد پابند، آخر چه عقال است این؟