پیه دارو
لغت نامه دهخدا
پیه دارو. ( اِ مرکب ) مخلوطی از پیه و لوئی برای گرفتن کافتگی های صاروج حوض وجز آن. ترکیبی از پیه و پنبه که برای سد کردن سوراخ پهلوی شیر آب انبار و جز آن کنند. پیه و خاکستر و آهک و لوئی یعنی گل نی که در شکاف حوض و خزانه و امثال آن بکار برند. پیه مذاب که کرباس بدان آغارند و بر شیر آب پیچند تا در جدار حوض و آب انبار استوار شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مخلوطی از پیه ولوئی برای گرفتن شکافهای صاروج حوض و جز آن ترکیبی ازپیه و پنیه که برای سد کردن سوراخ پهلوی شیر آب انبار و جز آن کنند٠
جمله سازی با پیه دارو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهیان را نقد شد از عین آب نان و آب و جامه و دارو و خواب
💡 به حلوا کن همی داروی این درد شکر لب را بده حلوا و برگرد
💡 که ماندم ز دل دارو ز آرام فرد دلم جای عشق و تنم جای درد
💡 یقین دارو یقین این سرّ جمله کند اینجایگه تدبیر جمله
💡 کردم ز طبیبی طلب داروی غم گفت بایست که از تیشهٔ میریشه غم زد
💡 کسی را در این بزم ساغر دهند که داروی بیهوشیاش دَردهند