لغت نامه دهخدا
پیش دهنی کردن. [ دَ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی سؤال سخن گفتن و میان سخن کسی دویدن ( اصطلاح مردم جنوب خراسان ).
پیش دهنی کردن. [ دَ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی سؤال سخن گفتن و میان سخن کسی دویدن ( اصطلاح مردم جنوب خراسان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمی شنیدم اگرگاهی از لبت سخنی نبودهیچ گمانم که باشدت دهنی
💡 گرت از دست بر آید دهنی شیرین کن مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
💡 ترسم آن نوش ز لب کم سخنی در زبانها فتد به بی دهنی
💡 صائب دگر از هوش و خرد طرف نبندد هر کس دهنی تلخ کند از می نابم
💡 سبحان الله که چون فرو می بارد چندین همه لطف از دهنی چندانک
💡 در پرده غیب است فتوحات نهفته چون خال سیه چشم به کنج دهنی ساز