پیروزه وار

لغت نامه دهخدا

پیروزه وار. [ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) مانند پیروزه. چون فیروزه. پیروزه گون:
پیروزه وار یک دم بر یک صفت نپائی
تا چند خس پذیری آخر نه کهربائی.خاقانی.

فرهنگ عمید

مانند پیروزه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مانند پیروزه چون فیروزه: پیروزه وار یکدم بریک صفت نپایی تا چند خس پذیری آخر نه کهربایی ٠ ( خاقانی )

جمله سازی با پیروزه وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مغزی پیروزه ی زر دوز چرخ سیمگون پای قدرش را ز بهر موزه درشان آمده

💡 عکس تیغ خون فشانش چون بر افلاک افکند آسمانرا دامن پیروزه گون گلگون کنند

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز