لغت نامه دهخدا
پیاز عنصل. [ زِ ع ُ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیاز صحرائی. اسقیل. رجوع به پیاز دشتی شود.
پیاز عنصل. [ زِ ع ُ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیاز صحرائی. اسقیل. رجوع به پیاز دشتی شود.
پیاز صحرایی اسقیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق مردان بود به راه نیاز عشق تو هست سوی نان و پیاز