پیاز سنبل
لغت نامه دهخدا
پیاز سنبل. [ زِ سُم ْ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کونه سنبل. رجوع به پیاز شود.
فرهنگ فارسی
کونه سنبل
جمله سازی با پیاز سنبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیاز آمد آن بی هنر جمله پوست که پنداشت چون پسته مغزی در اوست
💡 باغبان با دقت بسیار زیاد، پیاز سنبل را در خاک نرم و مرطوب کاشت تا در فصل بهار گلهای خوشبو و زیبایی از آن رشد کند.
💡 برای تهیه عطرهای طبیعی و با کیفیت، بسیاری از عطرسازان از عصاره خالص که از پیاز سنبل استخراج میشود، در تولید محصولات خود استفاده میکنند.
💡 در این گلخانه بزرگ، انواع مختلفی از گیاهان زینتی از جمله پیاز سنبل و سایر گلهای فصل قرار داده شده است تا برای نمایش آماده شوند.