لغت نامه دهخدا
پهناور گردیدن. [ پ َ وَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) تخثبم. انسداخ. ( منتهی الارب ). پهناور شدن.
پهناور گردیدن. [ پ َ وَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) تخثبم. انسداخ. ( منتهی الارب ). پهناور شدن.
( مصدر ) پهناور شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جغرافیای کانادا به توصیف ویژگیهای کانادا این دومین کشور پهناور جهان میپردازد.
💡 آنچه در سراسر وادى پهناور گيتى، چراغ فروزان روز بر آن نور مى پاشد، (158)
💡 زمین از زخم گرز تو همی خواهد که بگریزد ولیکن راه او بسته است ازین گردون پهناور
💡 چه ابربا کف دینار بار تو و چه گرد چه بحر بادل پهناور تو و چه شمر
💡 تا شدی چون گوهر لالا ز جزع داد ای فلک دیده شد دریای پهناور مرا داد ای فلک
💡 اى بندگان من كه ايمان آورده ايد به درستى كه زمين من پهناور است پس تنها مرا عبادتكنيد (56).