لغت نامه دهخدا
پهن کلا. [ پ َ ک َ ] ( اِخ ) موضعی به فرح آباد مازندران. ( سفرنامه رابینو ص 120 و 121 بخش انگلیسی ).
پهن کلا. [ پ َ ک َ ] ( اِخ ) موضعی به فرح آباد مازندران. ( سفرنامه رابینو ص 120 و 121 بخش انگلیسی ).
موضعی به فرح اباد مازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر سقف فراری ورلد را صاف روی زمین پهن کنید، می توانید ۲۰۱۰۰ اتومبیل فراری را در کنار هم روی آن بچینید.
💡 كـلمـه (يـقـطـيـن ) به معناى نوعى از كدو است كه برگهاى پهن و مدور دارد، و خدا اينبوته را رويانيد تا برگهايش بر بدن او سايه بيفكند.
💡 چو آشفته شیری بر آن پهن دشت تو گفتی زمین را همی بر نوشت
💡 فلک پهن کرد آن زمان رخت شام گرفتند آن شب در آنجا مقام
💡 کنون کار از آن چاره اندر گذشت ببینید فردا بر این پهن دشت