پنیرک بستانی

لغت نامه دهخدا

پنیرک بستانی. [ پ َ رَ ک ِ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ملوخیا.

فرهنگ فارسی

ملوخیا

جمله سازی با پنیرک بستانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پی ضبط جهان منصب دهان عالم بالا جهانبانی به رغبت می‌دهندت گر تو بستانی

💡 حصاری را که نستاند دو صد لشگر بدشواری تو بستانی بیک گفتار جان پرور بآسانی

💡 من ندانم که چه مرغم به یکی گلشن اسیر؟ که رود آخر هر مرغ به بستانی چند

💡 تخمی زبنفشه برگرفت از دشت وافکند ورا به طرف بستانی

💡 بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی به غلغل در سماع آیند هر مرغی به دستانی

💡 رساند زردروئیها خزان هر سال بستانرا تو آنسرسبز بستانی که ایمن از خزانستی

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز