لغت نامه دهخدا
پنهان پسله. [ پ َ / پ ِ پ َ س َ ل َ / ل ِ ] ( ق مرکب، از اتباع ) پنهان و پسله. پسله و پنهان. در خفا.
پنهان پسله. [ پ َ / پ ِ پ َ س َ ل َ / ل ِ ] ( ق مرکب، از اتباع ) پنهان و پسله. پسله و پنهان. در خفا.
پنهان در پنهان در خفا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان ماش پنهان شد از دیده ها شدند اهل عالم همه ماشبا
💡 باز پنهان کند به گرد و به خون کافری در همه بلاد و دیار
💡 بکش ما را به تیغ هجر بی شک که تا پنهان شوم ای دوست در یک
💡 راز تو ز بیم خصم پنهان دارم ور نه غم و محنت تو چندان دارم
💡 اینک جانم به پیشِ جانان شدهام در پرتوِ او سایهٔ پنهان شدهام
💡 تافت نور علی بغیب و شهود فاش پنهان هرآنچه بود آمد