لغت نامه دهخدا
پنجه گزیده. [ پ َ ج َ / ج ِ ی ِ گ ُ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به پنجه دزدیده شود.
پنجه گزیده. [ پ َ ج َ / ج ِ ی ِ گ ُ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به پنجه دزدیده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیر گریزد از جفا میطلبد زتو وفا زین دو گزیده من بجان در دو جهان رضای تو
💡 هر کی حدیث میکند بر لب او نظر کنم از هوس دهان تو تا لب کی گزیدهای
💡 چو بنشید این سخن مرد گزیده جوابش داد و گفت ای نور دیده
💡 جدول زیر گزیدهای از ترجمهٔ آثار سارتر را به نمایش میگذارد.
💡 به جای سبزه چو ایام زندگی بسر آید زبان مار ز خاک سخن گزیده بر آید
💡 آن است گزیده، که خدایش بگزیند بیهوده چه گوئی سخن بیسر و سامان؟