پنج دستی

لغت نامه دهخدا

پنج دستی. [ پ َدَ ] ( ص نسبی ) بازی ورق که پنج حریف با هم بازند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ( بازی ورق ) هنگامی که پنج حریف با هم بازی کنند: پنج دستی بکش

جمله سازی با پنج دستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شدم دقیق چو مویت بیاد موی و میان مگر بحیله دستی بر آن کمر گیرم

💡 گفت بسم اللّه بکن دستی دراز تا کنند آنگه سپه دستی فراز

💡 جان فدای دست تو ای دست حق که گرفته بر همه دستی سبق

💡 می گلگون ز دست گلعذاران آرزو دارم خداوندا عطا کن بر حصول آرزو دستی

💡 آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی من نیست شدم باری در هست یکی هستی

💡 در فراق او مرا جان گریبان چاک شد دست کوتاهم کیم دستی بدان دامان رسد

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز