پرمه بازار

لغت نامه دهخدا

پرمه بازار. [ ] ( اِخ ) موضعی به شمال چهارشنبه از نواحی بخارا.

فرهنگ فارسی

موضعی بشمال چهارشنبه از نواحی بخارا

جمله سازی با پرمه بازار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگر جایی دگر تیزست روزی چند بازارت مشو غره نگارینا بدان بازار بی‌معنی

💡 داغم که چرا جاذبه ناله بلبل گل را به چمن از سر بازار نیاورد

💡 گاهی متاع خود که به بازار می برم دامان و آستین خریدار می کشم

💡 ماییم دل و دین بسر کار تو کرده نقد دو جهان در سر بازار تو کرده

💡 تا ترا پادشه مصر ملاحت گفتند تهمت خوبی یوسف ره بازار گرفت

💡 باز کردار همی صید کند دیده و دل چون خرامید به بازار در آن کبک دری

زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز