پایمالی کردن

مترادف‌ها

لگدمال کردن، هتک حرمت کردن، نادیده گرفتن، بی‌احترامی کردن

متضادها

احترام گذاشتن، تکریم کردن، ارج نهادن، حرمت نهادن

لغت نامه دهخدا

پایمالی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درنگ کردن و تعلّل:
چو دشمن دشمنی را کرد پیدا
نشاید نیز کردن پایمالی.ناصرخسرو.

جمله سازی با پایمالی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گه در پی سرو پایمالی گه بر سر لاله سایبانی

💡 خاکم به پایمالی وضعم تأملی تا بینی آستان‌که‌ام یا چه درگهم

💡 در چنگ زلفش دل پای بندی بر خاک کویش جان پایمالی

💡 همواره در گذرگه خلقی، تو تیره‌روز هر روز پایمالی و هر لحظه بی‌قرار

💡 زراحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را بجز افتادگی تعبیر نبود خواب قالی را

💡 حقوق بنیادین انسان‌ها نباید با هیچ بهانه سیاسی یا اجتماعی توسط قدرت‌های حاکم پایمال شود و عدالت باید برای همه شهروندان به طور یکسان اجرا گردد.

💡 بسیاری از فعالان مدنی معتقدند که پایمال کردن حقوق گروه‌های اقلیت در جامعه می‌تواند منجر به بروز تنش‌های اجتماعی و بی‌ثباتی در ساختارهای سیاسی و اجتماعی شود.

💡 در پرونده‌های قضایی مربوط به زمین‌های عمومی، تلاش برای پایمال کردن منافع مردم با سوءاستفاده از نفوذ، همواره با واکنش‌های شدید و اعتراضات گسترده جامعه روبرو شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران