پای گذاردن از

مترادف‌ها

پایین آمدن، خارج شدن

متضادها

پای گذاشتن به

لغت نامه دهخدا

پای گذاردن از. [ گ ُ دَ اَ ] ( مص مرکب ) فرود آمدن ( ؟ ). حرکت کردن ( ؟ ):
تنش را یکی پهلوانی قبای
بپوشید و از کوه بگذارد پای.فردوسی.

جمله سازی با پای گذاردن از

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يعنى در اين جنگ و ستيز با مسلمان ها، كسى را يارى برافرازى و به دست گرفتن اينبيرق و پرچم و قدم گذاردن در ميدان رزم است، كه داراى بينش، استقامت و شناخت از حقباشد.

💡 از آنجا كه سرچشمه همه بدبختيها، مخصوصاً كارهاى ابلهانه، مانند منّت گذاردن و آزاررساندن، به كار نينداختن انديشه است، خداوند در پايان آيه مردم را به تفكّر وانديشه دعوت كرده، مى فرمايد: ((اين چنين خداوند آيات را براى شما توضيح مى دهدشايد بينديشيد)).

💡 آنجناب تفصيل داد كه: در آيه ولاتبطلواصدقاتكم يالمن والاذى خداوند نفرمودباطل نكنيد به منت گذاردن و آزردن كسانى كه به آنها صدقه داده ايد، منظور هر نوعاذيتى است. در نظر تو آزردن آنهايى كه صدقه داده اى بزرگتر است يا فرشتگانىكه ماءمور هستند و يا آزردن ما؟

💡 و به همين جهت بود كه امامت على بن ابى طالب، كه يگانه پاسدار دين بود، ديگرقابل تحمل نبود، همچنانكه با كنار گذاردن ايشان، راه براى انحراف بعدى هموار مى شدكه شد.

💡 O پول را برگرداند تا بى پولى مانع سفر دوّم آنها نشود. (لعلهم يرجعون ) علاوه بر آنكه برگرداندن پول، نشانه صميميت و سوءقصد نداشتن ازاصرار برآوردن برادر است و مخفيانه در بين كالا گذاردن نشانه ى بى منّت بودن وحفظاز دستبرد سارقين است.

💡 پـس از روشـن شـدن اين دو تعبير به سراغ لا تبخسوا كه از ماده بخس گرفته شده استمـى رويـم، و آن در اصـل بـه مـعـنـى كـم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم، و گاه به معنىتقلب و نيرنگى است كه منتهى به تضييع حقوق ديگران مى گردد، بنابراين جمله فوقداراى معنى وسيعى است كه هر گونه غش و تقلب و تزوير و خدعه در معامله، و هر گونهپايمال كردن حق ديگران را شامل مى شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران