لغت نامه دهخدا
پاچه ورمالیده. [ چ َوَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) در تداول عامیانه، سخت بی آزرم و خشن و بی ادب و بی محابا از نکوهش. ناتراشیده.
پاچه ورمالیده. [ چ َوَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) در تداول عامیانه، سخت بی آزرم و خشن و بی ادب و بی محابا از نکوهش. ناتراشیده.
( ~. وَ دِ ) (ص مر. ) (عا. ) ۱ - حقه باز. ۲ - بی شرم.
۱. کسی که پاچۀ شلوار خود را بالا زده باشد.
۲. [عامیانه، مجاز] آدم زرنگ و حقه باز.
( صفت ) ۱ - حقه باز شارلاتان زرنگ. ۲ - بسیار پررو: ( در میان همهمه و جنجال کشتیهای بزرگ و کوچک... یکدسته کارگر دزد و پاچه ور مالیده همه جور نمون. نژاد حضرت آدم دیده میشد. ) ( سایه روشن ۸۹ )
در تداول عامیانه سخت بی آزرم و خشن و بی ادب و بی محابا از نکوهش
(عا.)
حقه باز.
بی شرم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سانتا ماریا دلا پاچه (ایتالیایی: Santa Maria della Pace) نام کلیسایی در شهر رم و در نزدیکی پیاتسا ناوونا واقع شدهاست و سه نمازخانه (نیایشگاه) دارد.
💡 پاچهخاری اصطلاحی ابداعی و مودبانهشده است که برای چاپلوسی بیش از حد بهکار برده شده و نوع خاصی از توسل به احساسات است. پاچهخار نوعی توهین محسوب میشود.
💡 و در حديث نبوى است كه: ((اگر به خوردن پاچه اى (از گوسفند) دعوت شوم اجابت مىكنم، و اگر پاچه اى به من هديه شود مى پذيرم )). (296)
💡 این روستا در دهستان پاچه لک غربی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۷ نفر (۶۶ خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان پاچه لک شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۱ نفر (۳۵خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان پاچه لک غربی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹ نفر (۷ خانوار) بودهاست.