پابنده بکاول

لغت نامه دهخدا

پابنده بکاول. [ ب َ دَ ب َ وِ ] ( اِخ ) یکی از امرای عهد میرزا شاهرخ بن تیمور. در آن اوان که شاهرخ در اصفهان بود پسرش میرزا الغبیک گورکان از سمرقند ایلچی نزد میرزا میرک احمد که در اوزجند حکومت میکرد فرستاد و چون او به معاذیری متوسل شد میرزا الغبیک متوجه اندکان گشت و قلعه حسنی را که از قلاع آن حدود بود مسخر ساخت و به پابنده بکاول سپرد. ( حبیب السیر ج 2 ص 192 ).

فرهنگ فارسی

یکی از امرای عهد میرزا شاهرخ بن تیمور

جمله سازی با پابنده بکاول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دولت و محنت چو هر دو بر کسی پابنده نیست زین دلت غمگین چرا شد زان درونت شاد چیست

💡 برخواسته از سر دو عالم پابنده شده بدام معشوق

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز