پااندازان رفتن
مترادفها
پابرهنه رفتن
متضادها
با صدای بلند رفتن، کوبیدن پا
لغت نامه دهخدا
پااندازان رفتن. [اَ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) شلنگ اندازان به کاهلی رفتن.
جمله سازی با پااندازان رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چراست خویِ تو در خون دوستان رفتن کسی نرفت بدین چابکی و رعنایی
💡 همی هرکس از جای برخاستند به دیدار او رفتن آراستند
💡 تامل کن از رفتن رفتگان که بودند چون تو به نفس و نفس