کورمال کورمال ر
مترادفها
خرد شده، تکه تکه، متلاشی شده
لغت نامه دهخدا
کورمال کورمال رفتن. [ رَ ت َ ]( مص مرکب ) کورمال رفتن. رجوع به کورمال رفتن شود.
خرد شده، تکه تکه، متلاشی شده
کورمال کورمال رفتن. [ رَ ت َ ]( مص مرکب ) کورمال رفتن. رجوع به کورمال رفتن شود.