ولی سیراب

لغت نامه دهخدا

ولی سیراب. [ وَ ]( اِخ ) دهی است از دهستان سُلگی شهرستان نهاوند. سکنه آن 370 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با ولی سیراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازان به است که صد تشنه را کند سیراب اگر به خاک من آرد کسی سبوی شراب

💡 این سد حدود ۵۰ هکتار از زمینهای پایین دست خود را (دیمی) را سیراب می‌کند. طول تاج سد ۶۰۰ متر و باعرض ۱۶ متر وعرض پی ۸۰ متر باارتفاع ۱۶ متر می‌باشد.

💡 باغ‌های زیبا، قرار گرفتن قسمتی از شاه‌جوی بلده در وسط شهر، خیابان طویلی که آب در دو طرف آن جاری بوده و درختان کهنسال را سیراب می‌کند جاذبه ای برای اهالی و گردشگران به‌شمار می‌آید.

💡 چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد

💡 مزارع و باغات با آب چشمه سرافیل سیراب می گردند و مردم علاوه بر کشاورزی به دامداری نیز مشغول هستند. کشت دیم گندم جو و عدس نیز در این دهستان وجود دارد.

💡 تا بود گلزار حسن دلبرانرا رنگ و بوی از گل سیراب عارض و زدو زلف مشکسای

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز