لغت نامه دهخدا
ولی اﷲشاه.[ وَ لی یُل ْ لاه ] ( اِخ ) هفدهمین از سلاطین بهمنی گلبرگه از 929 تا 932 هَ.ق. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
ولی اﷲشاه.[ وَ لی یُل ْ لاه ] ( اِخ ) هفدهمین از سلاطین بهمنی گلبرگه از 929 تا 932 هَ.ق. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سررشتهٔ آن ذوق کزو خیزد شوق پیداست که هست آن ولی پیدا نیست
💡 دستم نمی رسد که به بر گیرمت ولی دست خیال تو مرا در کمر بس است
💡 اگرچه بگردید از راه داد ولی موبدان موبدش پند داد
💡 به چنگ بیم رگ جانم آشکار سپرد ولی چنان که نفهمید کس نواخت مرا
💡 ای ولی که آینه ی روی دلارام خودی چونکه با تست دلارام چرا مینالی
💡 گفت: آری ولی چه چاره کنون که دلم برده نو خطی بفنون