واکی کلا
لغت نامه دهخدا
واکی کلا. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاتجن بخش مرکزی شهرستان شاهی، در 8 هزارگزی مغرب شاهی، در دشت معتدل هوای مرطوبی واقع است و 90 تن سکنه دارد. آبش از نهر هتکه و رودخانه تالار، محصولش غلات و برنج و پنبه و ابریشم و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ص 131 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان بالا تجن بخش مرکزی شهرستان شاهی. در ۸ هزار گزی مغرب شاهی دردشت معتدل هوای مرطوبی واقع است و ۹٠ تن سکنه دارد آبش از نهر هتکه و رودخانه تالار محصولش غلات و برنج و پنبه و ابریشم شغل اهالی زراعت است.
جمله سازی با واکی کلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای نمونه دستگاههای واکی تاکی دو نفره نیمهدوطرفه هستند.
💡 همه از در برانند سوته آیم ته که از در برانی واکیان شم