واپس گماشتن
متضادها
ستاندن، گرفتن
لغت نامه دهخدا
واپس گماشتن. [ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تخلیف. ( تاج المصادر بیهقی ). پشت سرگذاشتن: بعد از آنکه همه موجودات را... واپس گذاشتی و از بند رسیدن و نارسیدن خود برخاستی... هیچ بلائی در این راه سخت تر از وجود تو نیست. ( انیس الطالبین بخاری نسخه خطی مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
تخلیف پشت سر گذاشتن
جمله سازی با واپس گماشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهت و هدف از گماشتن ملائكه (حفظه ) براى آدمى تا زمان مرگ.
💡 پس از به پادشاهی رسیدن، اولین اقدام دیاکو گماشتن نگهبانانی برای خود و نیز ساخت پایتخت بود.