واپس فکندن

مترادف‌ها

بازگرداندن، پس انداختن، پس زدن

متضادها

پیش فرستادن، جلو سپردن

لغت نامه دهخدا

واپس فکندن. [ پ َ ف ِ ک َ / گ َ دَ ] ( مص مرکب ) یا فگندن. پشت سر گذاشتن:
آن حرم قدس چو واپس فگند
راه در اقصای مقدس فگند.امیرخسرو ( از بهارعجم ) ( آنندراج ).|| درنگی کردن. به تأخیر انداختن. معطل کردن. و رجوع به واپس افگندن شود.

جمله سازی با واپس فکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در جریان مناظره‌های سیاسی پر تنش، برخی کاندیداها تلاش کردند با استفاده از استدلال‌های ضعیف، تمام ادعاهای منطقی طرف مقابل را به عقب واپس فکندند.

💡 شاعر بزرگ در اشعار خود سعی داشت با استفاده از استعاره‌های پیچیده، تمام رنج‌های دنیای مادی را به گذشته دور و به عقب واپس فکند.

💡 دولت سعی کرد با تصویب قوانین جدید، تمام چالش‌های اقتصادی ناشی از تورم را به عقب واپس فکند و ثبات قیمتی را در بازار ایجاد کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران