واقع گشتن

لغت نامه دهخدا

واقع گشتن. [ ق ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) روی دادن. پیش آمدن. حادث گردیدن. اتفاق افتادن. رجوع به واقع شدن شود.

فرهنگ فارسی

روی دادن. پیش آمدن

جمله سازی با واقع گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدوستی که نیاید امیدها همه راست نه هر چه نیز بترسند از آن شود واقع

💡 بخانه می روی این وقت شب، چه واقع شد؟ چرا سمج شده ای بندهٔ خدا بنشین!‏

💡 ال-جهیلیا، صنعا یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان صنعا واقع شده‌است.

💡 تسیل یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در ازرع واقع شده‌است.

💡 گرچه چنگزخان بشمشیر جفا عالم گرفت اینهمه قتل و ستم واقع نشد در جاق او

💡 نور چشم من چه واقع شد گناه ما چه بود کز نظر انداختی ما را به یکبار این چنین

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز