لغت نامه دهخدا
وازبدین. [ ] ( اِخ ) دهی در فرغانه که امیر اسماعیل سامانی درآنجا با ابوالاشعث سردار عرب نبرد کرد و پیروز شد. ( از احوال و اشعار رودکی ص 358 تألیف سعید نفیسی ).
وازبدین. [ ] ( اِخ ) دهی در فرغانه که امیر اسماعیل سامانی درآنجا با ابوالاشعث سردار عرب نبرد کرد و پیروز شد. ( از احوال و اشعار رودکی ص 358 تألیف سعید نفیسی ).
دهی در فرغانه که امیر اسماعیل سامانی در آنجا با ابو الاشعث سردار عرب نبرد کرد و پیروز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من از عشق تو ای شمع شبافروز بدین روزم که میبینی بدین روز
💡 بدین شاددل شاه ایران بود غم و درد بهر دلیران بود
💡 چنین گفت پس آتبین پیش شاه چرا رفتمی خود بدین ژرف چاه
💡 بدین رنج بسیارم آید دریغ بماند گر او ایمن از زخم تیغ
💡 مردمانی که قرب نهصد سال باشد احوالشان بدین منوال