لغت نامه دهخدا
وادی اضم. [ اِ ض َم م ] ( اِخ ) رودی در مدینه در میان کوههای تهامه. آن قسمت از این رود که نزدیک مدینه است «القناة» و قسمت بالاتر از آن «الشظاة» نام دارد. ( نخبةالدهر دمشقی ص 210 و معجم البلدان در ذیل اضم ). رجوع به اضم شود.
وادی اضم. [ اِ ض َم م ] ( اِخ ) رودی در مدینه در میان کوههای تهامه. آن قسمت از این رود که نزدیک مدینه است «القناة» و قسمت بالاتر از آن «الشظاة» نام دارد. ( نخبةالدهر دمشقی ص 210 و معجم البلدان در ذیل اضم ). رجوع به اضم شود.
در مدینه در میان کوههای تهامه آن قسمت از این رود که نزدیک مدینه است القناه و قسمت بالاتر از آن الشظاه نام دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه قطع وادی امیدگامی هم نداشت حسرت آگاهست از راهی که من پیمودهام
💡 در آن وادی که دامان تصرف بشکند رنگم چو اوراق خزان نقش قدم هم زرد برخیزد
💡 بیک نگاه درین وادی ایصنم چه عجب ز کعبه گر ره صد کاروان بگردانی
💡 این چه وادی بود که چون مجنون همه لیلی است در بیابانش
💡 پهلویخودمیخورم چون شمعو ازخود میروم رهنورد وادی تسلیمم از زادم مپرس
💡 در وادیی که محمل امید بستهایم نالد شکست بر جرس کاروان او