لغت نامه دهخدا
( همام آباد ) همام آباد. [ هَُ ] ( اِخ ) قریه ای است میان جنوب و مشرق ارسنجان. ( فارسنامه ناصری ).
( همام آباد ) همام آباد. [ هَُ ] ( اِخ ) قریه ای است میان جنوب و مشرق ارسنجان. ( فارسنامه ناصری ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نداد دور فلک هم رکاب چون تو کریم ندید چشم جهان هم عنان چون تو همام
💡 353. «دیوان همام تبریزی»، فرهنگ آثار (ج 4)، تهران، سروش، ۱۳۹۷.
💡 وصفت چنان که باید دایم همام گوید هر کان گهر نبخشد هر نی شکر ندارد
💡 شیرین لبش به لطف همیگفت ای همام معذور دار نیست مرا اختیار کوچ
💡 جان همام را نفس صبح و بوی دوست پروردهاند زان نفسش روحپرور است
💡 چون جان همام است در آن دام گرفتار گر خاطر پیر است و گر طبع جوان است