لغت نامه دهخدا
هلی چال. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است ازبخش مرکزی شهرستان آمل که 225 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، لبنیات، عسل و کاردستی زنان شال بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
هلی چال. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است ازبخش مرکزی شهرستان آمل که 225 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، لبنیات، عسل و کاردستی زنان شال بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گر همچنان روزگاری هلی به گردونش از بیخ بر نگسلی
💡 نام روستا از دو بخش هلی (نام محلی میوه گوجه سیز یا آلوچه) و دشت میباشد که در اصطلاح نام دشتی است با گیاه آلوچه یا گوجه سبز.
💡 امیربهمن باقری، فرماندهٔ وقت نیروی هوایی ارتش، دو روز پس از واقعه طبس، در گفتگو با شماره ۷ اردیبهشت ۱۳۵۹ روزنامهٔ کیهان، روایت خود را از دلیل منهدم شدن هلیکوپترها -در حالی که قرار بر «آسیب رساندن» به آنها برای جلوگیری از پرواز احتمالیشان بوده- چنین توضیح میدهد:
💡 اجساد پخش شده در اراضی نشانهای از بدترین قتلعام رخ داده در جنگ ۴ ساله بودهاست. بنا به گفته شاهدان بسیاری اجساد مثله شده و پوست آنها کنده شده بود. کسانی که مدت کوتاهی پس از واقعه با هلی کوپتر از اراضی دیدن کردهاند، این موضوع را تأیید کردهاند.
💡 ۳۵- هلی (۴۱۱۲ متر) : به علت اینکه نسبت به دو قله قبل و بعد از خود دارای جلورفتگی است به این نام معروف شده است.
💡 شرکتهای هلی ایر موناکو، موناکایر و هلی سکوریته از این بالگردگاه دارای پروازهای برنامهای به فرودگاه نیس کوت دازور در نیس هستند.